حاج عليخان اعتماد السلطنة (حاجب الدوله)
79
سفرنامه حاج عليخان اعتماد السلطنه (فارسى)
آباد نيست و مسكون هم نيست ، ولى قورخانه « 1 » بسيار در آن قلعه انبار است ، توپخانهشان هم در آن قلعه است . هرگاه در شهر يك اجماع مخالفت اتفاق افتد ، آن قلعه چنان مشرف و مسلّط است براى شهر ، كه يكى يكى خانههاى شهر را تير گلوله توپ نشانه مىزند ، والى دارد « مصطفى پاشا » نام ، ملقب به « مظهر پاشا » ، بسيار آدم نجيب و پاشازاده است ، و متعارف انسانيت دارد . چندان تعصب ندارد ، بلكه اظهار محبت مىكند و براى حقير يك « امزيك كهربا « 2 » » كه پانزده تومان مىارزد فرستاد . حقير را خانهء « احمد آقاى وجوه » مهمانى داده بود ، نهايت اهتمام داشت « پاشاى » مزبور ، براى حقير بسيار خوش گذشت ، ولى بر پدر صاحب خانه لعنت ، سگ متعصبى بود و نهايت بد گذشت . يك روز پيشتر از ورود والده سركار اقدس ، به « حلب » وارد شدم ، هجدهم رمضان بود ، بعد در اردو منزل به منزل حركت نموديم همراه حاج . مثل سابق چاپارى را موقوف نموديم ، مقصود رسيدن به حاج بود ، [ با ] اين همه تعجيل ، از « بغداد » الى « حلب » نوزده روزه آمديم . حَلَب الشّهباء در شمال شرقى « شام » واقع ، و دويست كيلومتر دور از اين ، و مركز « ولايت فرات » است . قبل از زلزله كه در سال ( 1238 ) به وقوع آمد ، مقدار اهالى اين شهر شهير قريب به يك كرور « 3 » بود ، اكنون بيش از صد و پنجاه هزار نفس ، در اين شهر پيدا نمىشود . اين شهر شهير را ، « ابوعبيدة الجراح » در سال ( 15 ) هجرى فتح كرد ، در سال ( 659 ) « مغولان » و در سال ( 805 ) « امير تيمور » ، ضبط و خراب نمودند ، بعددست « مصرىها » افتاد ، در سال ( 922 ) « سلطان سليم عثمانى » از دست « مصرىها » گرفت و جزو ممالك عثمانى نمود . جوامع « 4 »
--> ( 1 ) - اسلحه خانه ( 2 ) - موزيك برقى ( 3 ) - پانصد هزار ( 4 ) - مساجد بزرگ